أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
372
تجارب الأمم ( فارسى )
ماكان رفت . ماكان پس از ايستادگى شكست خورده بگريخت . مرداويج طبرستان را گرفت و بلقسم بن بالحسن [ 1 ] را بر آن گمارد ، كه سپهسالار او بود و سپاهش را اداره مىكرد ، او جوانمرد ، رايزن و جنگجو بود . سپس مرداويج به گرگان رفت ، كه شيرزيل بن سالار و با على بن تركى آنجا را از سوى ماكان [ بن كاكى ] اداره مىكردند ، هر دو گريختند و مرداويج آن را بگرفت و سرخاب بن بلوس را به جانشينى بلقسم بن بالحسن ، در گرگان بگمارد ، زيرا كه سرخاب دائى فرزندان [ 2 ] بلقسم بود ، پس گرگان و طبرستان را به بلقسم سپرده پيروزمندانه به اصفهان بازگشت . سپس ماكان [ بن كاكى ] براى درخواست كمك به نزد ابو الفضل ثائر [ 3 ] رفت ، كه وى را گرامى داشت و همراه او به سوى طبرستان آمد كه بلقسم بن بالحسن در آنجا بود . بلقسم كه براى هر دو آمادگى داشت ، جلو ايشان ايستاد تا « ثائر » و ماكان بگريختند ، « ثائر » به شهر خود در ديلمستان رفت و ماكان با پراكندگى و زبونى از راه كرانه به سوى گرگان آمد و از آنجا به نيشابور رفته ، از احمد بن محمد بن محتاج فرمانده سپاه خراسان كمك خواسته پيروى او را پذيرفت . بلقسم بن ابو الحسن در گرگان بماند تا آن كه شنيد ، ابو على احمد بن محمد بن محتاج به همراهى ماكان [ بن كاكى ] به سوى او مىآيند . پس نامهاى به مرداويج نوشته كمك خواست * و او بيشتر سرداران و سپاهيان خود را با كوشش بسيار به كمك بلقسم فرستاد . و چون ابن محتاج و ماكان رسيدند . بلقسم جلو ايشان رفت و جنگيد و پيروز شد ، و ايشان به سوى نيشابور
--> [ ( 1 - ) ] چنين است در نسخهء اصل « تجارب » در كتاب « عيون » ابو القاسم بن ابو الحسن است . [ ( 2 - ) ] M . متن : « خال ولد بلقسم . . . » برادر زن او بود . [ ( 3 - ) ] ابو الفضل جعفر بن محمد ثائر بن ابو عبد الله حسين شاعر محدث پسر ابو الحسن على عسكرى بن حسن بن على اصغر بن عمر اشرف علوى حسينى است . حسين محدث برادر ابو محمد ، حسن ، ناصر كبير اطروش امام زيديان است كه ديلميان او را بپادشاهى پذيرفتند و در سال 304 درگذشت . مرگ جعفر بن محمد ثائر نيز به سال 345 بوده است ( ابن عنبه احمد بن على « عمدة الطالب فى نسب آل ابى طالب » . چ لكهنو : 301 .